$
یه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدم پس راه من سایه ها اومدن پر از وهم و شکلو ادا اومدن خبر دادن از رفتن رنگ شب از آواز و از خنده ی روی لب یه شب بی خبر مونده بود اومدم شبش پشت در مونده بود اومدم