$

دریاب که از روح جدا خواهی رفتدریاب که از روح جدا خواهی رفتدر پرده اسرار فنا خواهی رفتمی نوش ندانی از کجا آمدهایمی نوش ندانی از کجا آمدهایخوش باش ندانی به کجا خواهی رفتامان امان آییی ای دوستاین کوزه چو من عاشق زاری بوده استاین کوزه چو من عاشق زاری بوده استدر بند سر زلف نگاری بودهستاین دسته که بر گردن او میبینیاین دسته که بر گردن او میبینیدستیست که برگردن یاری بودهستامان امان آییی ای دوستای چرخ فلک خرابی از کینهء تستبیدادگری شیوهء دیرینهء تستای خاک اگر سینهء تو بشکافندبس گوهر قیمتی که در سینهء تستای چرخ فلک خرابی از کینهء تستبیدادگری شیوهء دیرینهء تستای خاک اگر سینهء تو بشکافندبس گوهر قیمتی که در سینهء تستآن قصر که جمشید در او جام گرفتآن قصر که جمشید در او جام گرفتآهو بچه کرد و روبه آرام گرفتای ی ی ی ی ی ی ی