$
حالم به حال موی تو وصل و به هر آنی رها بسته گاهی پریشان حال و طوفانی گاهی پر از امواج پیوسته بالاتر از آغاز یک عشقی تو یک پایان زیبایی در هر نگاهت قصه ای داری اندازه ی صد سال تنهایی از دیدن من دست بردار و تمامم کن راهم اگر سمت تو آمد سر به راهم کن من چیزی از چشمان زیبایت نمیخواهم گاهی فقط گاهی از آن بالا نگاهم کن آخر چرا در گوشه ی چشمان تو غم بود وقتی فقط نام تو در یادم عزیزم بود مثل سپر بودم برایت هر زمانی که بحران عشق و آبرویت روی دوشم بود آبرویم بود