$

درگیر تماشای چشمای تو بودم که یه حالی بهم دست داد این حال تماشایی این لحظه ی رویایی با تو اتفاق افتاد … درگیر تماشای چشای تو بودم که قلبم یه دفعه لرزید این قلب پر از احساس فهمید تورو میخواست از وقتی چشاتو دید … حس کسی مثل حس تو نیست راحت بگم هیشکی مثل تو نیست حس کسی مثل حس تو نیست راحت بگم هیشکی مثل تو نیست